شيخ احمد اهتمام ( ملا احمد )
455
وسايل العباد في يوم التناد ( الفقه الإجمالي على مذهب أهل البيت ع )
است وبعضي روايات صحيح وبعضي موثق وبعضي ضعيف دسته أول رواياتى كه دال است كه انسان تا موقع مردن در مال خود مختار است وعند الموت غير از ثلث حق تصرف ندارد مثل نبوي « ان الله قد تصدق عليكم بثلث أموالكم في آخر أعماركم زيادة في أعمالكم » « 1 » وروايات ديگر كه كلًا ظهور دارد در وصيت وما بعد الموت زيرا كه ميت بواسطة ازهاق روح مال أو منتقل بورثه مىشود وحقي در مال خود ندارد وبواسطة حكم وصيت تا مقدار ثلث مىتواند بمصارف ميت برسد در صورت وصيت پس مقصود از تصدق خداوند اينست كه مال تو كه از تحت اختيار تو بيرون رفت ما منت بر تو گذاريم وثلث آنرا باختيار تو گذاريم چون روايت در معرض امتنان است واما در حال حيات معنى ندارد كه بگويد ثلث مال تو را بتو صدقه داديم چون امتنان وتصدق در مورديست كه ممنوع از تصرف در كل مال باشد واين معنى منحصر است بما بعد الموت . قرينه ديگر كه مقصود از اين روايت وصيت است كلمه زيادة في أعمالكم است كه دلالت دارد بر اينكه تصدق به ثلث را خداوند مقرر كرده است كه صرف خيرات نمائى در آخر عمر بواسطة وصيت تو بخيرات اعمال تو زياد شود واگر گوئى كه بواسطة صرف خود مالك در آخر عمر نيز اعمال خيرش زياد شود جواب گوئيم در اين صورت دو موضوع تصدق وامتنان صادق نياييد مگر بعد الموت وروايات ديگرى قريب اين مضمون است كه استدلال شده وجواب آنها يكى است بعلاوة اين روايت قرينه باقي روايات است . دسته دوم روايات داله بر اينكه در حالت صحت تصرف مالك ممضى ودر حالت مرض نافذ نيست مثل روايت سماعه « فقال ( ع ) اما إذا كان صحيحاً فهو ماله يصنع به ما شاء واما في مرضه فلا يصلح » « 2 » واين روايت اگر چه ظهورى دارد كه در حال مرض تصرفات مالك صحيح نيست اما احتمال وصيت هم در آن هست كه مقصود تصرف ما بعد الموت باشد وبايد
--> ( 1 ) . بلغة الفقيه 3 : 48 وجامع المدارك 3 : 371 . ( 2 ) . التهذيب الأحكام 9 : 156 ، باب النحل والهبة ، الحديث 19 .